رها بودیم

رها ،بودیم و رها شدیم از باد ،از نگاره ها ،از خلوت بیگانه ها ،روزها دلمان می خواست ،جایی دیگر بودیم ،

کاش حرفهای دلمانی با خودمان یکی بود ،کاش حسابمان با خودمان صاف بود،دلم برای صفا و صمیمیت ،دلم

برای سادگی ،دلم برای یکرنگی تنگ شده .دلم برای همه ی روزهایی که دوست داشتم زود بگذرند ،تنگ

شده ، دلم می خواهد ،کاش می شد زمان را به عقب برمی گرداندنمم و در همان لحظه های ناب خودم

می ماندم ....

one day

some day one butterfly said to bear,i was said to you something,the bear said to butterfly say to me when i gonna wake up , the bird slept 3 months,when the bird wake up saw the butter fly 

dead , he didnt know butterfly is lived for 3 days, 

first day

i see my favorite actress today, when i was child i  like him alote

but i couldnt see him in any film .

i decide to be strong , i wnat go to all over the word.

نمی دونم چیکار کنم

اگه

ادامه نوشته

نمی دونم چیکار کنم

اگه

ادامه نوشته

خیلی دلم گرفته

خیلی

ادامه نوشته