رها بودیم
رها ،بودیم و رها شدیم از باد ،از نگاره ها ،از خلوت بیگانه ها ،روزها دلمان می خواست ،جایی دیگر بودیم ،
کاش حرفهای دلمانی با خودمان یکی بود ،کاش حسابمان با خودمان صاف بود،دلم برای صفا و صمیمیت ،دلم
برای سادگی ،دلم برای یکرنگی تنگ شده .دلم برای همه ی روزهایی که دوست داشتم زود بگذرند ،تنگ
شده ، دلم می خواهد ،کاش می شد زمان را به عقب برمی گرداندنمم و در همان لحظه های ناب خودم
می ماندم ....